الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

594

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس در توصيف پنجم مىافزايد : « اين ( بينوا ) باور نمىكند كه وراى آنچه را شناخته است علم و دانشى باشد و جز آنچه او فهميده است نظر ديگرى در كار باشد ! » ( لا يحسب العلم في شيء ممّا انكره ، و لا يرى انّ من وراء ما بلغ مذهبا لغيره ) . اين در حقيقت از لوازم كوته فكرى و محدود بودن دانش و آگاهى است كه انسان خود را علم كل مىداند و ماوراى آن را منكر است و كمترين احترامى براى افكار ديگران قائل نيست در حالى كه دانشمندان بزرگ كسانى هستند كه نهايت علم و دانش خود را اعتراف به نادانى مىشمرند و عقيده دارند در هر مغزى جرقه‌هايى از حقيقت است كه بايد با تلاش و كوشش بر آن دست يافت ، آنها با تواضع و سعهء صدر سخنان ديگران را مىشنوند و به مصداق : « فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » « 1 » آنچه خوب و شايسته است بر مىگزينند ، و در حالى كه جاهلان مغرور در همه جا با قاطعيت سخن مىگويند ، آنها در مسائل علمى با احتياط گام بر مىدارند ، زيرا مىدانند وسعت دايرهء علوم ، فوق آن است كه ما تصوّر مىكنيم . سپس به ششمين توصيف مىپردازد و مىفرمايد : « هر گاه مطلبى بر او مبهم شود ، كتمان مىكند چرا كه از جهالت خويش آگاه است ! » ( و ان اظلم عليه امر اكتتم به لما يعلم من جهل نفسه ) . اين يك تفاوت روشن در ميان عالمان و جاهلان مغرور است ، عالم هنگامى كه به امر مبهمى برخورد كند آن را در متن مطالعات خود قرار مىدهد و اگر توانايى بر حلّ آن پيدا نكرد ، از افكار ديگران و مشاورهء با آنان بهره مىگيرد ، ولى جاهل مغرور آن را مىپوشاند و بىتفاوت از كنار آن مىگذرد ، چرا كه مىداند هر قدر در آن درنگ كند مايهء رسوايى بيشتر است .

--> ( 1 ) سورهء زمر ، آيات 17 - 18 .